الملا فتح الله الكاشاني

242

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

مسجد الحرام * ( كَمَنْ آمَنَ بِاللَّه ) * همچه آن كس كه ايمان آورده است به خدا * ( وَالْيَوْمِ الآخِرِ ) * و بروز آخرت * ( وَجاهَدَ ) * و جهاد كرده است * ( فِي سَبِيلِ اللَّه ) * در راه خدا در انوار گفته كه سقاية و عمارة مصدر سقى و عمر است پس بحيثيت مشتبه نشوند بلكه ناچار باشد از اضمارى تقدير اينكه ( أ جعلتم اهل سقاية الحاج و عمارة المسجد الحرام كمن آمن و يا جعلتم سقاية الحاج كايمان من آمن ) و معنى آن انكار تشبيه مشركان و اعمال محبطهء ايشانست بمؤمنان و اعمال مشتبه ايشان بعد از تقرير اين معنى ميفرمايد بقوله * ( لا يَسْتَوُونَ ) * برابر نيستند اين هر دو قوم * ( عِنْدَ اللَّه ) * نزد خدا آن گه عدم بيان تساوى مىكند كه * ( وَاللَّه ) * خداى تعالى * ( لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ) * راه نمينمايد به مقصود گروه مشركان را كه بشرك و معادات بر خود ستم ميكنند و حبط عمل خود كنيد پس چگونه مساوى كسانى باشند كه حقتعالى ايشان را هدايت فرموده و به حق و صواب توفيق داده * ( الَّذِينَ آمَنُوا ) * آنان كه گرويده‌اند بخداى و به آنچه آمده است از نزديك او * ( وَهاجَرُوا ) * و هجرت كردند از ديار خود * ( وَجاهَدُوا ) * و جهاد كردند با مشركان * ( فِي سَبِيلِ اللَّه ) * در راه خدا * ( بِأَمْوالِهِمْ ) * ببذل كردن مالهاى خود بر مجاهدان و تهيه اسباب قتال ايشان * ( وَأَنْفُسِهِمْ ) * و بنفسهاى خود در معارك جهاد * ( أَعْظَمُ دَرَجَةً ) * بزرگترند از روى درجه يعنى مرتبه و كرامت ايشان بلندتر و بيشتر است * ( عِنْدَ اللَّه ) * نزديك خدا از آنها كه سقايه حاج و عمارت مسجد كنند و جامع اينصفات نباشند * ( وَأُولئِكَ ) * و آن گروه كه مجتمع اين كمالاتند * ( هُمُ الْفائِزُونَ ) * ايشانند ظفر يافتگان بامانى دو جهانى و حديث متواتر از موافق و مخالف كه على و شيعته هم الفائزون شاهد عدلست بر آنكه مراد از اين گروه رستگار امير المؤمنين عليه السّلام است و شيعيان ابرار او و الحمد للَّه على ذلك * ( يُبَشِّرُهُمْ ) * مژده ميدهد ايشان را * ( رَبُّهُمْ ) * پروردگار ايشان * ( بِرَحْمَةٍ مِنْه ) * برحمة فايضه از او بر ايشان * ( وَرِضْوانٍ ) * و خوشنودى كامل از او نسبت بايشان * ( وَجَنَّاتٍ ) * و بهشتهاى كه * ( لَهُمْ فِيها ) * مر ايشان باشد در آن * ( نَعِيمٌ مُقِيمٌ ) * نعمتى بىانقطاع در تنكير مبشر به ايماء است به آنكه زبان تعريف باداى توصيف آن وافى نيست * ( خالِدِينَ فِيها ) * در حالتى كه اين گروه جاويد باشند در آن بهشتها * ( أَبَداً ) * هميشه اين تاكيد خلود است تا حمل بر مكث طويل نكنند چه گاه هست كه خلود